الملا فتح الله الكاشاني

41

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

وعدهء از صدق خواهد بود مرويست كه جبرئيل ( ع ) چون تعجب ساره را مشاهده نمود او را گفت كه انظرى الى سقف بيتك نظر كن بسقف خوانه خود ساره چون نگاه كرديد كه چوبهاى خشك كه در سقف خوانه كشيده بودند همه سبز شدند و ميوه بر ايشان ظاهر شد پس نزد اين حال اطمينان تام در باب وجود ولد او را حاصل شد القصه چون ابراهيم ( ع ) بدانست كه ايشان فرشتگاناند و فرود آمدن ايشان به اين به اين هيئت مجموعى خبر به امرى عظيم نخواهد بود * ( قالَ ) * گفت بايشان كه * ( فَما خَطْبُكُمْ ) * پس چيست كار بزرگ شما * ( أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ) * اى فرستاده شدگان از نزد خداى عالميان * ( قالُوا ) * گفتند ايشان در جواب خليل الرحمن كه * ( إِنَّا أُرْسِلْنا ) * بدرستى كه ما فرستاده شده‌ايم * ( إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ ) * بسوى گروه از گناه كاران يعنى كافران چه كفر سر همه گناهانست مراد قوم لوطاند يعنى ما را بجانب گروه لوط فرستاده‌اند * ( لِنُرْسِلَ ) * تا فرو فرستيم و نازل گردانيم * ( عَلَيْهِمْ ) * بر ايشان بعد از هلاك ايشان و زير و زبر گردانيدن شهر ايشان * ( حِجارَةً مِنْ طِينٍ ) * سنگ از گل مصنوع شده مراد طين متحجر است كه بسبب پختن به حد صلابت حجر رسيده باشد چون آجر و سفال * ( مُسَوَّمَةً ) * در حالتى كه آن سنگها نشان كرده شده‌اند * ( عِنْدَ رَبِّكَ ) * نزد پروردگار تو * ( لِلْمُسْرِفِينَ ) * از براى از حد بيرون رفتگان در كفر و طغيان و تسويم مشتق است از سومة بمعنى علامت يعنى هر يك از آن مرقوماند باسم آن كسى كه محكوم است به هلاكت يا معلمند به آنكه از حجارهء عذابند يا به آنكه آنها از حجاره دنيا نيست و مرويست كه آن سنگها بعد از هلاكت ايشان و زير و زبر شدن آن شهر بر طريق باران بر آنها ريزان شد و اصح روايات آنست كه بر جمعى فرود آمد كه ايشان در آن شهر نبودند و همه بدان سنگها هلاك شدند و چون ابراهيم معلوم نمود كه ايشان بمؤتفكه ميروند به جهت هلاكت قوم لوط دل مباركش بجهة برادرزادهء خود متالم شد و گفت آيا حال او در اين بلا چگونه گذرد ملائكه گفتند كه غم مخور كه لوط و دختران او را ضررى نخواهد رسيد * ( فَأَخْرَجْنا ) * پس بيرون خواهيم آورد * ( مَنْ كانَ فِيها ) * هر كه باشد در ديهاى مؤتفكه * ( مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) * از گرويدگان بلوط عدم ذكر مرجع به جهت معلوميت آنست * ( فَما وَجَدْنا ) * پس نخواهيم يافت * ( فِيها ) * در آن قرى * ( غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ) * غير اهل يك خانه از مسلمانان كه آن لوط است و دو دختر او و گفته‌اند كه در مدت بيست و يك سال يك كس از آن قوم ايمان بلوط آورده بود از قتاده مرويست كه اگر اهل ايمان زياده از اين مى